السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
138
تفسير الميزان ( فارسي )
بعضى « 1 » هم گفتهاند : معناى جمله « لا تبقى » اين است كه سقر چيزى را كه در آن بيفتد باقى نمىگذارد ، مگر آنكه هلاكش مىكند وقتى هلاك شد به حالت هلاكت هم رهايش نمىكند ، بلكه دوباره زنده اش مىكند تا باز شكنجه شود . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : معناى « لا تبقى » اين است كه براى آنان گوشتى باقى نمىگذارد و * ( « وَلا تَذَرُ » ) * يعنى و استخوانى باقى نمىگذارد . و بعضى ديگر معانى ديگرى ذكر كردهاند . * ( « لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ » ) * كلمه « لواحة » از مصدر تلويح است كه به معناى دگرگون كردن رنگ چيزى به سياهى است . و بعضى گفتهاند به سرخى . و كلمه « بشر » جمع بشره است ، كه به معناى ظاهر پوست بدن است . مىفرمايد : يكى ديگر از خصوصيات سقر اين است كه رنگ بشره بدنها را دگرگون مىسازد . * ( « عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ » ) * يعنى بر آن - سقر - نوزده نفر موكلند ، كه عهده دار عذاب دادن به مجرمينند . و هر چند مطلب را مبهم گذاشته و نفرموده كه از فرشتگانند و يا غير فرشتهاند ، ليكن از آيات قيامت و مخصوصا تصريح آيات بعدى استفاده مىشود كه از ملائكهاند . بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : ظاهر اين عبارت آن است كه مميز ( در اصطلاح نحو معدود هر عددى را مميز مىنامند ) عدد « تسعة عشر » كلمه « ملكا » باشد ، آن گاه گفته : دليل اين معنا همين است كه عربهاى فصيح از اين عبارت چنين فهميدهاند ، چون از ابن عباس روايت شده كه گفت : وقتى جمله * ( « عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ » ) * نازل شد ابو جهل به قريش گفت مادرانتان به عزايتان بنشينند ، مىشنوم پسر ابى كبشه ( رسول اللَّه ص ) به شما خبر داده كه خازنان آتش نوزده نفرند و شما كه جمعيت انبوهى هستيد آيا عاجزيد از اينكه هر ده نفرتان بر سر يكى از آن مردان موكل بر آتش بتازيد ، در آن جمع ، ابو اسد بن اسيد بن كلده جمحى كه مردى سخت دلاور بود گفت : من يك تنه حريف هفده نفر آنان هستم ، شما همگى كار دو نفر ديگر را بسازيد .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 125 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 388 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 126 .